ساختارهای غلط نظام 2
چرا شورای شهر و روستا که وظیفه اداره کلیه امور شهر، از ریز تا درشت را بر عهده دارد، عملاً تنها کارش در این چند دوره ی شوراها تنها و تنها انتخاب شهردار و بعد از آن هم دعواهای جناحی و سیاسی بوده است؟
علت این است که اجرائی کردن پتانسیل های قوانین مصوب و به ویژه قانون اساسی نیاز به گذر زمان دارد. فرض کنید سوار بر یک کشتی هستید و به سوی مقصدی مشخص (بخوانید سند چشم انداز 20 ساله) در حال حرکتید. ناخدای نالایق کشتی را بیرون انداخته اید و سکان را به دست کاردان سپرده اید، ناخدای جدید ملوان های مورد نظر خود را بر سر کار گذاشته و کشتی با سرعت در حال حرکت است. اما یک اشکال وجود دارد: بسیاری از قطعات کشتی کهنه شده و باید تعویض گردند. شما قطعات را دارید؛ اما نمی توانید همه را یکباره جایگزین قطعات سابق کنید. چون نه نیروی انسانی متخصص به این اندازه دارید و نه موتور کشتی با این همه تغییر همزمان امکان ادامه کار خواهد داشت. شما باشید چه می کنید؟
در این شرایط تصمیم این است:
- همه قطعات (ساختارها) باید عوض شوند.
- چون امکان تغییر یکباره نیست، باید اولویت بندی کرد.
- چون امکان توقف نیست، طبق اولویت های مشخص شده به تدریج قطعات ناکارآمد یکی یکی تعویض می شوند.
از این روست که اصلاح سیستم ها و نظام های حاکمیت همچنان ادامه دارد. از سویی برای برخی از نظام های موجود، جایگزین مناسبی هنوز هم طراحی نشده است و از سوی دیگر بر روی ریل اجرا قرار گرفتن هر آنچه مصوب و مورد تأیید است نیز نیاز به گذر زمان دارد. بخشی از تأکیدات رهبر انقلاب بر تولید علم و نهضت نرم افزاری برای پر کردن خلأ نرم افزارهای لازم برای اداره حکومت است. تأکید ایشان مبنی بر تلاش و کوشش دولت نیز برای سرعت بخشیدن به حرکت کشور به این سمت است.
حال شاید بتوان از نامگذاری رهبر انقلاب بر دهه چهارم انقلاب با عنوان دهه عدالت و پیشرفت و نامگذاری سال جدید به نام سال همت مضاعف و کار مضاعف به درک مناسبتری برسیم.
سلام
کمي نقد:
1- «اجرائی کردن پتانسیل های قوانین مصوب و به ویژه قانون اساسی نیاز به گذر زمان دارد» آيا 30 سال زمان کمي است؟!
2- «ناخدای نالایق کشتی را بیرون انداخته اید و سکان را به دست کاردان سپرده اید» نالايقي اولي درست اما اولاً دليلي بر لياقت دومي بياوريد؟
3- «ناخدای جدید ملوان های مورد نظر خود را بر سر کار گذاشته» اگر ناخداي جديد ملوانان ناتوان و ناهماهنگ را سر کار گذاشته و در ميان راه به نوبت پيادهيشان کرده پس فرقش با آن ناخداي بي ليافت فبلي چيست؟
4- «بسیاری از قطعات کشتی کهنه شده و باید تعویض گردند.» طول عمر هر قطعه مشخص است اگر مدير لايق باشد بايد در فواصل مشخص و پيش از زمين گير شدن قطعه را تعويض کند 4 سال زمان کمي نيست!
5- «همه قطعات (ساختارها) باید عوض شوند.» يعني همان دعواي چند ماه پيش و زير سئوال بردن همه سيستم در اين 30 سال حتي …..
آخرين مطالبم:
عبرتي بنام محمد نوريزاد:
http://isavi.blogfa.com/post-9.aspx
نقدي بنده بر دارا و ندار
http://isavi.blogfa.com/post-8.aspx
و يا در سايت الف:
http://alef.ir/1388/content/view/68000
علیکم السلام
1.
بله زمان کمی است برای اجرای همه قانون. به صحنه عمل کشاندن همه قانون اساسی و سایر قوانین احتمالا چیزی حدود 70 الی 80 سال طول خواهد کشید. چرا؟ چون قانون فقط حرفی است روی کاغذ. 1. این قانون باید راه کارهای اجرائیش توسط مدیران اندیشیده شود، 2. این راه کارها دستورالعمل شود، 3. دستورالعمل ها ابلاغ شوند، 4. در اجرا میان این دستورالعمل و سایر آئین نامه های قبلی تضادها و اختلافات و موازی کاری ها از بین رود تا پس از گذشت دوره ای آزمایشی و رفع نواقص، آئین نامه نهایی شده و 5. پس از این به عنوان عنصری ثابت در ساختار مورد استفاده قرار گیرد.
دقت دارید که هر یک از این گام ها تا چه میزان زمان بر است. البته در برخی موارد به ویژه گام های 1، 2 و 3 اشکال در ضعف عملکرد مدیران و عدم انقلابی عمل کردن آنهاست. پیاده کردن یک قانون سهمیه بندی بنزین دیدید که چه قدر طول کشید؟ قانونی که از چندین سال قبل تصویب شده بود اما به صحنه عمل نیامده بود. حال ببینید قوانین پیچیده ای که بناست ساختار نظام را شکل دهند اجرائی کردنشان چه قدر طول خواهد کشید.
2.
ناخدای نالایق منظور شخص محمد رضا پهلوی و کاردان منظور شخص امام راحل است. در این که حضرت امام کشتی انقلاب را در مسیر واقعی اش قرار داد شک دارید؟ اگر شک دارید بفرمائید. چون در این صورت باید خیلی به عقب برگردیم و درمورد خیلی چیزهای دیگر حرف بزنیم.
3.
مشکل اصلی ما همین ملوان هاست. مشکل اصلی همین مسئولین هستند. طی این 30 سال مشکل اصلی همین بوده. نه این که در دولت نهم و دهم این طور نباشد. در خوش بینانه ترین حالت می توان گفت دولت نهم و دهم در بعضی حوزه ها کمی متفاوت تر عمل کرده اند. و الا در این که اشکال کار در همه این ده دولت گذشته ضعف مدیران است کسی شکی ندارد. فکر می کنم شما دولت خاتمی و احمدی نژاد را از حرف های بنده برداشت کرده اید. اگر این طور است که اشتباه دریافته اید.
4.
یکی از قطعاتی که باید عوض شوند نظام آموزش و پرورش است. سیستم آموزش و پرورش ما که نه آموزش درست و حسابی و ماندگار تحویل می دهد و نه تربیت و پرورش صحیح یکی از این قطعات است.
یکی از این قطعات نظام بانکی است. بانکهایی که شاید کمی مدیریتشان تیپ عوض کند و در یک دولت ریش بتراشند و در یک دولت ریش بگذارند، اما در هر صورت تیشه به ریشه اعتماد مردم به انقلاب می زنند.
یکی از این قطعات نظام تحصیلات عالی و دانشگاهی است که هر کس چهار سال در هر دانشگاهی بوده ضعفها را دیده و چشیده و در این بحث به عین الیقین رسیده! و لذا توضیح لازم نیست.
تغییر و تعویض این قطعات و جایگزین کردن یک نظام ثابت، ماندگار، عاری از ضعف های ساختارهای موجود و در عین حال پایه گذاری شده بر اساس تعالیم اسلامی، فرایندی زمان را مورد نیاز دارد که قبلاً عرض شد. ضمن این که باز هم تأکید می کنم که این فرایند کند را مدیران ضعبف، کندتر می کنند. اما همه چیز رو نمی شه به پای زمان بر بودن نظام سازی گذاشت؛ همون طور که نمی شه همه چیز رو پای مدیران گذاشت؛ هر دو سهیم اند.
5.
وقتی رهبر انقلاب می فرماید ما هنوز دولت اسلامی نداریم یعنی چه؟ یعنی آقا هم دارن 30 سال گذشته رو زیر سوال می برن؟ نه. بلکه معنی اش این است که باید آسیب شناسی کرد و اشکالات را بر طرف کرد. در این 30 سال کارهای بزرگ و ماندگار و خوبی شده. اما کافی نیست. انقلاب اسلامی محقق شد. نظام اسلامی (چارچوب کلی کشور که روابط قوای سه گانه است) مستقر شده. اما گام سوم یعنی دولت اسلامی هنوز تحقق پیدا نکرده و همه بحث ما هم همین است. دقت کنید؛ ما 30 سال گذشته را نفی نمی کنیم. ما سی سال گذشته را مقدماتی می دانیم برای گام های بعدی که البته در این نیم نگاه به گذشته برای رسیدن به آن آینده، آسیب شناسی خیلی مهم است. دهه عدالت و پیشرفت یعنی چه؟ لابد یعنی ما توی این سی سال نه عدالت داشتیم نه پیشرفت؟ آره؟!
6.
عکست خیلی خوشگله !
سلام برادر
در مورد مطلبت ایشالا بعدا نظر میدم.ولی غرضم از پیام گذاشتنم این بود که:
1:عرض ادب کنم
2-آشنا بشم
3-بگم که لینکت کردم
4-(که از همه مهمتر هست)بیای به وبلاگم و در مورد کلیت و محتوا و قالب نظر بدی
منتظرم
یاحق