2.
یکی از کارکردهای سینما و تلویزیون که از اهمیت خاص و ویژه ای برخوردار است، تأثیر این رسانه ها بر ذهن و قلب مخاطب است. در این جا به گوشه ای از تأثیرات این ابزارها بر ذهن مخاطب می پردازیم و تأثیرگذاری بر قلب را بعدها مورد بحث قرار خواهیم داد.
تماشای برنامه های سینما و تلویزیون شرایط ویژه ای را می طلبد. سینما مخاطب خویش را در فضایی که تاریکی آن را احاطه کرده است، رو به پرده ای نورانی و سفید می نشاند، در مکانی آرام و ساکت، اصواتی را از جوانب سالن به گوش بیننده می رساند و با استفاده از صدا و تصویر و نیز جلوه های ویژه توجه مخاطب را به سوی موضوع فیلم جلب می کند. همه این شرایط و عوامل دیگرِ شبیه به اینها یک تأثیر جدی، ماندگار و نامحسوس را بر ذهن مخاطب خواهد گذاشت.
این تأثیر سینما و تلویزیون بر ذهن مخاطب، جلب کردن توجه و تمرکز ذهن مخاطب است به سوی آنچه کارگردان ساخته و پرداخته. رسانه ها، توجه مخاطب را به صورت نامحسوس به سوی خود جلب می کنند؛ نه این که مخاطب به فیلم دقت می کند؛ نه؛ این فیلم است که تمرکز بیننده را به سوی خود می کشد. مخاطب، خود راه نمی رود؛ بلکه کارگردان تمرکز او را راه می برد. رسانه ها کنترل ذهن بیننده را به دست می گیرند و از این روست که هر آنچه از پرده سینما و صفحه تلویزیون به چشم بیننده می رسد، باورپذیر، طبیعی و ملموس جلوه می کند.
وقتی ذهن مخاطب هیپنوتیزم، تخدیر و جادو شد، هر امر حقیقت نمایی را می توان به بیننده به جای حقیقت قالب کرد. حتما تاکنون تجربه کرده اید که کسی که محو تماشای رسانه ها می شود، با این که او را صدا می زنید، ولی متوجه نشده و پاسخی نمی دهد. چرا؟ چون توجه وی توسط رسانه جلب شده است. کاری که سینما و تلویزیون با ذهن می کنند، در این موضوعی که مورد بحث ما است، یعنی توجه و تمرکز، تخدیر و به تعطیلی کشاندن ذهن بیننده است. یعنی تقریبا همان کاری که مواد مخدر، مشروبات و موسیقی، هر کدام به اندازه خود با ذهن و مغز مخاطب انجام می دهند. تفاوت این چهار چیزی که شمرده شد(مشروبات، موسیقی، مواد مخدر و رسانه) تنها در شدت و ضعف از کار انداختن قدرت تفکر و تعقل انسان است. مواد مخدر و مشروبات الکلی به همین دلیل حرام شده اند و موسیقی هم به همین دلیل جزء مکروهات است.
لذا کسانی که زیاد به تماشای تلویزیون و سینما مشغول می شوند، قدرت تمرکز و تفکر عمیق در آنها ضعیف می شود. ذکر این نکته نیز خالی از لطف نیست که نماز، بزرگترین تمرین توجه و تمرکز کردن است و رسانه ها دقیقا نقطه مقابل آن. چرا؟ چون در نماز این شما هستید که باید سعی کنید توجه تان را به خدا جلب کنید چرا که نماز هیچ جاذبه ای برای متمرکز کردن ذهن ندارد و توجه در آن تنها به تلاش ذهنی فرد بستگی دارد؛ ولی در تماشای سینما و تلویزیون، این جاذبه های صوتی و تصویری و شرایط محیطی است که توجه شما را جلب می کند. به اصطلاح در نماز ذهن شما عامل فعال است و در رسانه ها ذهن بیننده عامل منفعل.
این که چگونه رسانه ها این تأثیر شگرف را بر ذهن انسان می گذارند و تفکر و تعقل را از طریق چه فرآیندی تحت تأثیر قرار می دهند، بحثی به مراتب فراتر از مجال این نوشته می طلبد که البته اگر کسی از دوستان مایل بود، در صورت سوال، اشاره ای در حد توان به این موضوع نیز خواهم داشت.


